کل نماهای صفحه

۱۳۹۰ تیر ۲۴, جمعه

تک گویی های واژن

احتمالا بسیاری از شما "ایو انسلر" را می شناسید. نویسنده ی نمایشنامه ی "تک گویی های واژن" که در بیشتر کشورهای دنیا و به زبان های مختلف اجرا شد. او برای این نمایشنامه با بیش از دویست زن مصاحبه کرد و آنطور که لوا زند نیز در مقاله خود در سال 1386 می نویسد: "نمایشنامه از چند بخش تشکیل شده. بخش‌هایی که درآن زنان از واژنشان و قصه‌های مرتبط به آن می‌گویند. از رابطه‌شان با این بخش ممنوعه بدن،‌ ازاینکه چطور واژنشان را شناختند و چطور یاد گرفتند از آن متنفر شوند، فراموشش کنند،‌ یا دوستش داشته باشند. در نسخه اولیه خود ایو انسلر تمام بخش‌ها را می‌خواند و اجرا می‌کرد اما در نسخه‌های جدیدتر هر قصه از زبان زنی و با بازی جدای بازیگران اجرا می‌شود."

اکنون این نمایشنامه در قالب کتاب نیز در اختیار عموم قرار دارد. اما نکته ی مهم تر آن است که این ایده ی انسلر متاثر از روایت های زنان و لمس واقعیت های جاری در فرهنگ ها و جوامع مختلف، به تاسیس سازمان غیردولتی V-DAY منجر شد. این سازمان هدف خود را حرکتی جهانی برای پایان دادن به خشونت علیه زنان تعریف کرده و در همین راستا کمپین هایی را هدایت می کند.

و حال پرسش من این است که آیا ما به عنوان زنان ایرانی که با فرهنگی متفاوت رشد یافته ایم و بر اساس همان فرهنگ، صحبت از "شرمگاه" را فرا رفتن از مرزهای موجود دانسته و گاه حتی حاضر نشده ایم که درد و رنج ناشی از ندانسته های "شرمگاهی" مان را به اشتراک بگذاریم تا به حال با خود فکر کرده ایم که احساسمان به این عضو ممنوعه چیست؟ اگر واژن مان قادر به صحبت بود چه می گفت؟

خطابم به زنان است. زنانی که دغدغه دارند و البته به همین دلیل شاید دغدغه های تنانه را آنقدر مهم نمی دانند که از آن بنویسند. اما من اینبار پرسشی مطرح کرده ام که خواهش می کنم کمی در مورد آن فکر کنید. آیا هیچ شده است در مورد اعضای بدنتان، کارهایی که با آنها کرده اید و یا نگاهتان به این اعضا فکر کنید؟ آیا با خود اندیشیده اید که اگر این اعضا قادر به صحبت بودند چه می گفتند؟ و من اختصاصا در مورد "واژن" مان صحبت می کنم. فکر می کنید چه خاطراتی از ما دارد؟ چه حرف هایی برای گفتن دارد؟ از بخشی از ما بودن لذت برده یا رنج کشیده است؟

در صورتی که تمایل به مشارکت داشتید لطفا سنتان را نیز ذکر کنید.

پی نوشت: یکی از خوانندگان پرسیده است که نظرمان را کجا ارسال کنیم؟ دوستان عزیز، در همین وبلاگ و در همین پست لطفا در بخش کامنت نظر بدهید. اگر می خواهید همین جا قابل خواندن باشد می توانید بعد از اتمام نظرتان بنویسید در وبلاگ منتشر شود و گرنه در قسمت کامنت ها منتشر نخواهد شد ونظر شما به ایمیل من می آید و من از آن فقط در مطلبی که در اینباره خواهم نوشت استفاده می کنم.

همخوابه متجاوز

«برای زنی که قربانی تجاوز، ارتباط جنسی با محارم، سوختگی با اسید یا بریده شدن آلت تناسلی است، باقی زندگی، صرف بهبود یافتن از آن تجربه خواهد شد. اگر شما یک زن نیستید، نمی‌توانید آن را درک کنید. همچنین ما در سیستم خاصی زندگی می‌کنیم که جرایم علیه زنان به‌‌همان اندازه جرایم علیه مردان جدی تلقی نمی‌شوند. در دنیا جاهایی وجود دارد که از توانمندی زنان می‌ترسند. این توانمندی صاحبان قدرت را تهدید می‌کند. خشونت راهی برای ادامه بقای سیستم مزبور است.»[1]

خشونت جنسی موضوعی وابسته به فرهنگ است.‌گاه آن‌چه در یک فرهنگ، خشونت محسوب می‌شود در فرهنگی دیگر بخشی از ارتباط و لازمه آن به حساب می‌آید. همچنین در نظر گرفتن تعریف‌های قانونی هر کشور از خشونت جنسی و رویکرد مذهبی به آن نیز در پیدایش تفاوت مفهومی موثر است. این تفاوت، نسل‌ها را نیز در برمی‌گیرد؛ چرا که نسل جدید، با مفاهیمی چون حقوق انسانی، بیشتر مواجه می‌شود و منابع اطلاعاتی زیادتری را برای دستیابی به آگاهی در اختیار دارد. گرچه توانمند شدن در جهت استفاده عملی از اطلاعات موجود، خود مبحث دیگری است.

در این‌جا هدف بر این نیست که به تعریف دقیق خشونت جنسی پرداخته شود و تنها به ذکر مواردی از آن بسنده می‌شود. خشونت جنسی، می‌تواند به صورت فیزیکی و دربرگیرنده تجاوز و تهدید، یا کلامی و یا اشکال دیگری از سوء استفاده جنسی باشد. لمس و نوازش کردن، بوسیدن و یا هر گونه تماس ناخواسته، داخل کردن انگشت، زبان، آلت تناسی یا یک شیئی در واژن در حالی که فرد خواهان آن نیست، اجبار به استمنا خود یا دیگری، اجبار به انجام سکس دهانی، اجبار به تماشای فیلم پورنو، اجبار به موضوع عکس‌های سکسی قرار گرفتن، به نمایش گذاشتن اندام جنسی به منظور آزار و تهدید، معاینه‌های غیرضروری و ناراحت‌کننده توسط کادر پزشکی، فحش‌های جنسی، تهدید به تجاوز، مزاحمت‌های کلامی جنسی، همه و همه از مصادیق خشونت جنسی هستند.

چند اشتباه رایج
وقتی صحبت از خشونت می‌شود بسیاری بر این باورند که خشونت جنسی صرفاً به معنای تجاوز یک فرد نا‌شناس به یک زن است. روایت‌هایی مانند این‌که خشونت جنسی تنها فیزیکی است و کلام را شامل نمی‌شود، مردان هیچ وقت قربانی خشونت جنسی و تجاوز نیستند، زنانی که مورد تجاوز قرار می‌گیرند خود اغواگری کرده و موجب این اتفاق می‌شوند و یا هیچ مردی به همسرش تجاوز نمی‌کند، از جمله تصورات غلطی هستند که نسل به نسل منتقل و همچنان حتی در جوامع پیشرفته مطرح هستند.

نگار، ۳۰ ساله از تهران، معتقد است: «ما زنان ایرانی، در جامعه هر روز با خشونت جنسی کلامی و روانی سرو کار داریم. البته لازم به توضیح هست که من اطلاعاتی در خصوص کشورهای دیگر ندارم برای همین فقط زن ایرانی را مثال می‌زنم. گاهی وقتی مردی از زنی ناراحت است، فرقی نمی‌کند ناراحتی سطحی و یا کینه‌ای قدیمی، چنین ناسزا می‌گوید: "زنیکه رو باید کر... یا باید گا...، مادرتو...، خواهرتو...." شاید در بسیاری مواقع ما این الفاظ را بشنویم. چه زمانی که عابر پیاده هستیم و حق عبور با ماست و در حال عبور از خیابان، راننده فحش‌گویان آن هم با صدای بلند از کنارت رد می‌شود چه زمانی که پشت فرمان رانندگی می‌کنی و برای عابرین می‌ایستی تا حق‌شان را رعایت کنی، باز از آینه می‌بینی که از فحش‌های راننده پشت سری بی‌بهره نمانده‌ای. این قضیه مختص آدم‌های بی‌سواد و یا سطح خاصی از جامعه نیست و به صورت امری عمومی در آمده است. قرار است با رابطه جنسی، جسم و روح به اوج برسد در صورتیکه چه همسر خودت و چه دیگری از آن به عنوان کلامی برای توهین و تحقیر دیگران استفاده می‌کنند.»

از سوی دیگر نیز، برخلاف تصور اشتباه رایج، خشونت خانگی یکی از خشونت‌هاست که طی آن زنان به اشکال مختلف توسط همسر خود مورد آزار و اذیت جنسی قرار می‌گیرند. تاکید جامعه و تفاسیر چندگانه از دین بر لزوم تمکین مرد از زن و محق بودن مرد برای درخواست ارتباط جنسی از همسرش در هر زمان بدون درنظر گرفتن شرایط و نظر وی، بر این مشکل دامن می‌زند و مشکلات زیادی را موجب می‌شود. جامعه، قانون، دین و فرهنگ برای مردی که توسط همسرش به اندازه‌ای که خود آن را کافی می‌داند، ارضا نمی‌شود حق ارتباط با زن دیگر را قائل می‌شود و زن را مقصر می‌داند. این رویکرد نادرست به دلیل افسانه اشتباه دیگری است که غریزه جنسی مرد را از زن قوی‌تر می‌داند تا جایی که از کنترل او خارج می‌شود. این افسانه در نفس خود، ماهیت انسانی مردان و کنترل بر رفتار را زیر سئوال می‌برد و توهینی برای آن‌ها محسوب می‌شود.

نگار می‌گوید: «من از بسیاری زنان شنیده‌ام که به طور مثال زن در بستر بیماری بوده و به شدت تب داشته است، با این حال همسرش از او درخواست آمیزش کرده و وقتی پاسخ منفی شنیده است که "مریض هستم" مرد بر درخواست خود اصرار ورزیده و گفته: "تو بخواب من کارم را می‌کنم." یا زن به خاطر خستگی و هر چیز دیگر تمایل به سکس ندارد و امتناع می‌کند و با واکنش شوهرش مواجه می‌شود که: "وقتی تو نمی‌خواهی و مانع می‌شوی بیشتر به من خوش می‌گذرد." در این لحظه زن احساس می‌کند مورد تجاوز قرار گرفته است.»

ویژگی‌های شخصیتی فرد قربانی
اشاره به این ویژگی‌ها به معنای آن نیست که فرد قربانی از پیش دارای ویژگی‌هایی است که او را مستعد خشونت می‌کند، بلکه در نظر گرفتن خصوصیاتی است که موجب می‌شود فرد قربانی به هنگام وقوع خشونت توان مقابله با آن را نداشته باشد. آن‌چه ما در تئوری به آن باور داریم یا حتی در گفت‌و‌گو‌های‌مان دیگران را به آن دعوت می‌کنیم، با آن‌چه ما در زندگی واقعی مقابله با خشونت جنسی معنا می‌کنیم تفاوت دارد. ترس از تنها شدن، باورهای مذهبی و یا فرهنگی، نصایح بزرگ‌تر‌ها و یا گروه‌های همسالان، همه و همه می‌توانند باعث شوند در آن لحظه‌ای که باید به چنین خشونتی نه بگوییم، آن را بپذیریم و درد و رنج فیزیکی و روانی‌اش را تحمل کنیم. پذیرش خشونت به هر شکل و از هر نوعش به‌ اندازه مقابله با آن دشوار است. آیا در آن لحظه هیچ فرصت و امکانی برای مقابله هست؟ آیا نیاز به حمایت داریم؟ آیا مفهوم و روش مقابله را می‌دانیم؟

قربانی خشونت می‌تواند برخاسته از‌نژاد، طبقه اجتماعی، سطوح مختلف تحصیلی و شغلی باشد. این افراد به دلیل احساس بی‌کفایتی، توان تاثیر و تغییر در زندگی و محیط اطراف را در خود نمی‌بینند. آن‌ها در اغلب موارد منبع تغییر را در بیرون از خود جست‌وجو می‌کنند. اعتماد به نفس ناکافی، خجالت، احساس گناه، ناامیدی، تنهایی و‌گاه خود تنبیه‌گری، از عواملی هستند که افراد را در مقابل خشونت به انفعال می‌کشانند. در بسیاری موارد ترس از تنها شدن و وابستگی شدید، فرد قربانی را همچنان در کنار آزارگر نگه می‌دارد.

ویژگی‌های فوق را در مورد انسان‌هایی که از آن‌ها انتظار مقابله می‌رود می‌توان برشمرد اما کودکان، افرادی با معلولیت‌های جسمی و ذهنی، اشخاصی که در بیهوشی به سر می‌برند، قربانیان سوانح طبیعی یا بشری را باید از این موضوع مستثنی کرد. همچنین،‌گاه دادن پاسخ منفی به فرد در حالتی که راه گریزی وجود ندارد و عامل خشونت می‌تواند تهدید جانی محسوب شود خطری به مراتب بیشتر در پی دارد و نمی‌توان از قربانی انتظار مقابله داشت.

اگرچه برخورداری از توانایی‌های شخصی و روانی از عوامل لازم در مقابله با خشونت به شمار می‌آیند اما کافی نیستند. داشتن دانش و آگاهی نسبت به مفهوم خشونت، اشراف کامل به حق مقابله با خشونت، دانستن چگونگی آن و همچنین وجود سیستم‌های حمایتی اجتماعی و قانونی از دیگر ملزومات مقابله با خشونت هستند.

پیمانه ۳۲ ساله، در مورد آگاهی خود نسبت به مفهوم خشونت می‌گوید: «چیزی که در خشونت جنسی به چشم نمی‌آید، تجاوز زناشویی و یا از طرف دوست پسر است. من هر دوی این‌ها را تجربه کردم. منظورم از تجاوز در زناشویی، تحمیل رابطه جنسی است تا جایی که با خشونت کلامی یا حتی جسمی صورت می‌گیرد. در دوران زناشویی متوجه این نبودم که این مسئله تجاوز محسوب می‌شود، ولی بعد‌ها در ارتباط با دوست پسرم با او صحبت کردم. او این مسئله را ابداً قبول نداشت. از این‌که "زیادی اصرار کرده" عذر خواهی کرد ولی این را تحمیل نمی‌دانست و مطلقاً فکر نمی‌کرد آن‌چه قصد انجامش را داشته اگر موفق می‌شد، تجاوز به حساب می‌آمد.»

ویژگی‌های آزارگر
آیا خشونت، قابل پیشگیری است؟ اگرچه خشونت همیشه در خانه و یا میان افراد آشنا اتفاق نمی‌افتد اما برای آن دسته از خشونت‌های خانگی و یا بین آشنایان، توجه به برخی نشانه‌های شخصیتی و رفتاری می‌تواند مفید واقع شود. شخص آزارگر معمولاً پس از مدتی بسیار کوتاه، به طور مثال در کمتر از سه ماه، با ابراز علاقه عمیق، می‌خواهد که رابطه نزدیک‌تری با فرد مورد نظر خود داشته باشد به گونه‌ای بیان می‌کند که اگر پاسخ منفی دریافت کند راه دیگری برای زندگی او باقی نخواهد ماند. پس از آغاز رابطه‌ای نزدیک توقعات غیرمعقول فردآزاردهنده آغاز می‌شوند. تمام نیازهای احساسی، فیزیکی و زندگی او اعم از وظایف شخصی‌اش باید توسط فرد مقابل برآورده شوند و این به عقیده او راهی برای اثبات عشق است. اگر چه برای چنین شخصیتی، در بهترین حالت باز هم شریک زندگی‌اش به میزان کافی خوب نیست. او اعمال کنترل را به بهانه حفظ امنیت و مراقبت و پیشگیری از مواجهه با خطرهای موجود در جامعه که زن از آن مطلع نیست آغاز می‌کند. تمام روابط دوستی او را قطع و سعی می‌کند وی را در یک محیط کاملاً منزوی قرار دهد، نسبت به همه چیز حسادت می‌کند و دیگران را مسئول مشکلات خودش می‌داند. رفتار بی‌رحمانه با حیوانات دارد. تحمل کودکان را ندارد و آن‌ها را تنبیه می‌کند. از کلمات توهین‌آمیز، سرزنش‌کننده و حقارت‌آور استفاده می‌کند. به سرعت از خلقی به خلق دیگر تغییر می‌کند. گاهی آرام و مهربان است و به لحظه‌ای عصبانی و پرخاشگر می‌شود.

راه‌های مقابله
خشونت جنسی تنها در محیط‌های خصوصی اتفاق نمی‌افتد. بنابراین در پیش گرفتن روش‌هایی برای پرهیز از قرار گرفتن در موقعیت‌های خطرناک می‌تواند این خطر را کاهش دهد. آگاهی فرد در مورد مکانی که در آن قرار دارد، پرهیز از رفتن به جاهای دورافتاده، همراه داشتن تلفن همراه، عدم استفاده از هدفون در موقعیت‌های مورد تردید و توانایی شنیدن صداها، اعتماد به احساس ناآرامی و ناراحت بودن در مکان و ترک فوری آن، کنترل میزان مصرف الکل و عدم از دست دادن هوشیاری، گروهی رفتن به مهمانی و یا مکان‌هایی که آشنایی قبلی نسبت به آن‌ها وجود ندارد، عدم قبول نوشیدنی و یا خوراکی از افراد ناآشنا ازجمله این روش‌ها هستند.

اما برای افرادی که در یک موقعیت خصوصی در معرض خشونت جنسی قرار می‌گیرند نیز راهکارهایی پیشنهاد می‌شود: عدم سرزنش خود برای قرار گرفتن در چنین موقعیتی، روراستی با خود و عدم احساس اجبار در پذیرفتن درخواست فرد مقابل، پیدا کردن یک دلیل دروغین برای خروج از موقعیت بدون ایجاد تنش و ضربه زدن به احساس دیگری و در نتیجه برافروخته شدن وی، تمرکز فکری بدون کلام روی راه‌های خروجی ممکن برای فرار با حفظ کنترل بر ظاهر خود و حفظ هوشیاری خلاصه‌ای از راه کارهای ممکن هستند که البته نمی‌توان انتظار داشت همیشه موثر واقع شوند.

یکی از مهم‌ترین واکنش‌ها در مورد خشونت به ویژه خشونت جنسی، شکستن سکوت است. این اقدام در دو سطح جامعه و فرد قربانی باید صورت گیرد. همسایگان، آشنایان و آگاهان از این خشونت به محض اطلاع باید پلیس را در جریان قرار دهند. تصور این‌که خشونت در داخل خانه یا بین دو دوست اتفاق افتاده و دیگر تکرار نخواهد شد تنها یک اشتباه است. این تنها یک آغاز است و عدم تلاش فرد قربانی برای دریافت کمک از سرویس‌های اجتماعی، قانونی، گروه‌های حامی دوستان و یا خانواده به تکرار خشونت کمک خواهد کرد. همچنین لزوم تغییر نگرش سیاستگذاران و مسئولان نسبت به موضوع خشونت و دلایل آن، تغییرات قانونی، ایجاد سرویس‌های حمایتی اجتماعی و آموزش به نیروی انتظامی از جمله مواردی هستند که در کشوری مانند ایران برای کاهش خشونت، از اقدامات ضروری محسوب می‌شوند.

پی‌نوشت:
1. ایو انسلر


لینک مطلب در رادیو زمانه


۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۵, یکشنبه

خشونت جنسی

برای خشونت جنسی تعاریف بین المللی مشخصی وجود دارد که بنا بر هر فرهنگی تایید و یا رد آن متغییر است. گاه آنچه در یک فرهنگ خشونت جنسی محسوب می شود در فرهنگی دیگر بخشی از ارتباط و لازمه ی آن تعریف می گردد. همچنین تعریف خشونت جنسی از نسلی به نسل دیگر نیز متفاوت است چرا که نسل جدید، با مفاهیمی چون حقوق انسانی، بیشتر مواجه شده و منابع اطلاعاتی زیادتری را برای دستیابی به آگاهی در اختیار دارند.

اما به هر حال آنچه ما در تئوری به آن باور داریم و یا حتی در گفت و گوهایمان دیگران را به آن دعوت می کنیم، آنچه ما آن را مقابله با خشونت جنسی معنا می کنیم در زندگی عملی مان فرق دارد. ترس از تنها شدن، باورهای مذهبی، باورهای فرهنگی، نصایح بزرگترها و یا گروه های همسالان، همه و همه می توانند درست در آن لحظه که باید به چنین خشونتی نه بگوییم، آن را پذیرفته و درد و رنج فیزیکی و روانی اش را متحمل شویم.

پذیرش خشونت به هر شکل و از هر نوعش به همان اندازه ی مقابله ی با آن دشوار است. واکنش در آن لحظه، تصمیمی سریع، غیرقابل پیش بینی و گاه ناباورانه است. چه می شود که می پذیریم؟ آیا در آن لحظه هیچ فرصت و امکانی برای مقابله هست؟ آیا نیاز به حمایت داریم؟ یا شاید هم چه می شود که مقابله می کنیم؟ چه اتفاقی در آن لحظه ی تصمیم همراهی مان می کند؟ آیا مفهوم و روش مقابله را می دانیم؟

تجربه خشونت جنسی، موضوع مطلب بعدی برای وب سایت رادیو زمانه است. آیا شما هم آن را چه به صورت فیزیکی، چه روانی و یا کلامی تجربه کرده اید؟ آیا آن زمان می دانستید که این خشونت است یا بعدها متوجه شدید؟ چند ساله بودید؟ با چه کسی؟ واکنشتان چه بود؟ واکنش اطرافیان چه بود؟ تجربه تان را در این مورد به اشتراک بگذارید.


پی نوشت:

1. به روال همیشه یادآور می شوم که می توانید به صورت ناشناس کامنت بگذارید. کامنت ها در وبلاگ منتشر نمی شوند و فقط برای جمع آوری اطلاعات و نگارش مطلبی در همین ارتباط در اختیار نویسنده خواهند بود. تنها در متن مطلب، گاه به عنوان نقل قول استفاده خواهند شد.

2. الزامی در کار نیست اما ذکر سن و محل سکونت و همینطور نام کوچک، اختصاری و یا مستعاری که دوست دارید در صورت استفاده از کامنتتان با آن معرفی بشوید می تواند ساختار بهتری به مطلب بدهد.

نخستین تجربه‌های جنسی، لذتی که به کابوس بدل می‌شود

اصل مطلب را می توانید در وب سایت رادیو زمانه مشاهده فرمایید.



آیا نخستین رابطه جنسی‌تان را به خاطر می‌آورید؟ اغلب کسانی که با آنها در این مورد گفت‌وگو کرده‌ام، می‌گویند پیش از آن، همه چیز در مورد این رابطه یک تصویر مبهم بود. ‌‌گاه بنا بر امکانات موجود، دیدن صحنه‌هایی از این دست در پاره‌ای فیلم‌ها ممکن می‌شد. در آن فیلم‌ها همیشه مردی با اندامی ورزیده و جذاب حضور داشت که زنی را به‌‌‌ همان اندازه دلپسند، در مدت کوتاهی به اوج لذتی می‌رساند که تنها حالت و صدای آن زن گواه چنین اوجی بود. لذتی ناشناخته و دنیایی که بسیار دور به نظر می‌آمد؛ دنیایی که اغلب پیش از تصور کردن آن، لباس بلند و سفید عروسی و خانه‌ای برای ابد، پیش رویت قرار می‌گرفت و در ‌‌‌نهایت نیز آن شب که هزاران افسانه در موردش گفته و شنیده شده می‌آمد و صحنه پایانی را شکل می‌داد.


دوران دبیرستان و دانشگاه بهترین زمان به اشتراک گذاشتن دانسته‌ها و ندانسته‌ها درباره این دنیای ناشناخته است. زمان گفتن از شنیده‌ها و دیده‌های مخفیانه و آشکارا؛ زمانی که تفکرات زنانه کم‌کم عمیق‌تر شده و افسانه‌ها سینه به سینه نقل می‌شوند و زبان به زبان می‌چرخند. از‌‌‌ همان زمان است که به مرور، ‌برخی تصمیم می‌گیرند قدم به دنیای ناشناخته بگذارند و برخی هم صبر و انتظاری طولانی و شاید کوتاه برای آن روز موعود پیشه می‌کنند.


«من به خاطر مطالعات زیادی که در زمینه رابطه جنسی داشته‌ام، اطلاعات خوبی در این مورد به دست آورده‌ام. با این حال از آنجایی که هیچوقت هیچ کس به طور روشن و واضح در مورد اولین تجربه جنسی خود صحبتی نمی‌کند، اولین شب آمیزش جنسی در نظر دختران ایرانی تقریباً چیزی بسیار دلهره‌آور و ترسناک است، اکثراً در توضیح آن می‌گویند: خیلی درد داشت و به نظر می‌رسد تعداد کسانی که از اولین آمیزش جنسی خود لذت برده یا حتی درد نکشیده‌اند بسیار اندک است، پرس و جو در این زمینه ترس را بیشتر می‌کند. مشکل دیگر هم بی‌تجربگی مردان است. اگر نگوییم همه، اما بسیاری از مردان جامعه ما کاملاً بی‌تجربه‌اند و این مشکل را دوچندان می‌کند. بر اساس مطالعاتی که در فروم‌های ایرانی داشتم، مشکل ترس به همراه بی‌تجربگی زوجین باعث شده برخی زنان تا دو یا سه سال پس ازازدواج همچنان باکره بمانند و گاهی هم کار به جراحی بکشد. خود من به شخصه از همین حالا از آن شب می‌ترسم.»

تجربه‌ای دیرهنگام


تصمیم گیری درباره این مسئله بسیار شخصی، در جوامعی مثل ایران بسیار دشوار است. از یک سو ترس از «اجتماع» و «خانواده» و همچنین قضاوت‌‌ها و برخوردهای آن‌ها و احتمال طرد شدن و از سوی دیگر هراس از دست دادن امکان ازدواج، از نخستین عوامل موثر در تصمیم‌گیری در این زمینه هستند. ناشناخته بودن روابط جنسی به ویژه در عمل برای بسیاری از دختران ایرانی، عدم شناخت کافی از بدن یا مفهومی به نام پرده بکارت، ترس از تجربه دردی ناآشنا، احتمال بارداری و مسائلی از این دست نیز از دیگر موارد بازدارنده‌اند.


«وقتی می‌خواهی شروع کنی به نوشتن، مسئله دیگر تنها از آن لحظه سخن گفتن نیست. باید از روزهای دیگری هم که می‌خواستی خودت را برای این کار آماده کنی سخن گفت. از آماده شدن برای گذر از تابو. برای خیلی از زنان این اتفاق به راحتی پیش می‌آید و برای بعضی‌ها نه. بسیاری از دختران نمی‌فهمند چه شد و در یک لحظه بی‌خبری، گیجی در نوازش و عشق و... از این مرحله گذر می‌کنند. من که در سنی متفاوت با دیگر دختران، در سنی که باید مادری را تجربه می‌کردم از این مرز گذشتم، آن هم نه با همسرم بلکه با یک دوست، هنوزبرای گذر از این تابوی بسیار ترس‌آلود دارم.»


آگاهی جنسی


پرسش‌های جنسی بی‌جواب مخصوص دوران کودکی و ‌‌گاه مواجه شدن زودهنگام با مسائل جنسی تغییرات و تجربه‌هایی هستند که بخشی از بلوغ جنسی انسان‌ها را تشکیل می‌دهند و میل به تجربه را ناگریز می‌کنند. تجربه عاشقانه‌های ساده خاص دوران نوجوانی و احساس تغییرات فیزیکی و روانی در برخورد با جنس دیگر نیز ازجمله عواملی هستند که به گرایشی به نام میل جنسی، صورت واقعی می‌دهند.


رفتن به سوی این تجربه و مرحله‌ای که تصمیم بر عبور از مرز دخترانگی گرفته می‌شود، برای برخی آسان می‌گذرد و برای عده‌ای دیگر لحظه‌ای سرشار از تردید، ترس، درد و در نهایت‌‌ گاه لذت و ‌گاه سرخوردگی است. این تجربه شاید به شمار زن‌ها و مرد‌ها، متفاوت باشد. می‌تواند با فردی باشد که بعد‌ها زندگی مشترکی با او آغاز می‌شود؛ می‌تواند تنها برای یک ارتباط یک روزه باشد و می‌تواند در یک رابطه جدی اتفاق بیافتد. اما در بسیاری موارد آگاهی و شناخت نسبت به کیفیت رابطه یا بدن هر دو جنس پشتوانه آن نیست.


«اولین بار هیچ از این رابطه نمی‌دانستم. هجده ساله بودم. دوست پسرم ناتوانی جنسی داشت. آلتش برانگیخته نمی‌شد و همانطور شل می‌ماند تا ارضا شود. من حتی نمی‌دانستم که این طبیعی نیست. بعد از چندین ماه تازه به زبان آوردم که هیچ چیز احساس نمی‌کنم... با این حال دو سال با همین آدم، ارتباط جنسی داشتم. پرده بکارتم را هم‌‌‌ همان زمان برداشتم. بی‌هیچ دردی، بی‌هیچ حسی. بار دوم با دوست پسر بعدی‌ام بود که سکس کامل را تجربه کردم. از نظر خودم تنها پرده نیست که ارزش دارد بلکه احساس زن به سکس است که مهم است. به همین دلیل من این رابطه را اولین رابطه جنسی‌ام حساب می‌کنم. اگر بخواهم دوباره این تجربه را داشته باشم و خودم انتخاب کنم، قطعاً شکل دیگری رفتار خواهم کرد؛ به خصوص که حالا خیلی چیز‌ها می‌دانم و ارزشی که برای تنم قائلم با آن زمان بسیار تفاوت دارد. حالا در طول سال‌ها با آگاهی بیشتر و با فکر به سکس، تن و آن‌چه می‌خواهم، توانسته‌ام سکس‌ام را عمیق‌تر کنم و بسیار بیشتر لذت ببرم.»


حذف آموزه‌های غلط


گاه ارتباط جنسی به خصوص در سنین پایین، یک انتخاب مبتنی بر ترس از دست دادن طرف مقابل یا حتی عقب ماندن از گروه همسالان است. احساس تنهایی و تصور امتحان راهی برای حفظ یک رابطه، گاهی در روابط بزرگسالان نیز تکرار می‌شود و زن به جای لذت بردن از رابطه، برای حفظ شوهر و ازدواجش خود را موظف به انجام آن می‌داند؛ چرا که جامعه به او آموخته اگر مردی به سوی زن دیگری رفت مشکل از زن است که نمی‌تواند همسر خود را به اندازه کافی ارضا کند.


«اولین رابطه جنسی‌ام را خوب به یاد می‌آورم. نوزده ساله بودم. تقریبا می‌شود گفت اولین دوست پسر جدی‌ام بود. اصرار داشت که رابطه جنسی داشته باشیم اما من با توجه به محیطی که در آن بزرگ شده بودم این درخواست را رد می‌کردم. تا بالاخره راضی شدم. حتی یک‌بار به خاطر این قضیه رفت و دوباره برگشت. به‌هر حال خودم هم احتمالاً تصمیم به تجربه گرفته بودم. آن موقع فکر می‌کردم آن رابطه را می‌خواهم، البته چون اولین رابطه جدی بود نمی‌شود گفت که خیلی می‌خواستم. چیز جدیدی بود که در حال تجربه کردنش بودم. به بدنم هیچ آگاهی نداشتم. مطلقاً هیچ. حتی از او خواستم که اندام جنسی‌ام را نگاه نکند. از کیفیت و چند و چون رابطه جنسی هم اطلاعی نداشتم و برای اولین‌بار اتفاق افتاد. البته به دلیل محدودیت‌هایی که خودم گذاشته بودم خیلی سطحی و بدون دخول واژینال بود، اما هر دو ارگاسم شدیم. او خیلی بیشتر از من با رابطه جنسی آشنا بود و در مورد آن اطلاعات و تجربیاتی کامل داشت. این اتفاق خیلی در شناخت من از بدنم و از رابطه جنسی تاثیر گذاشت. انگار که برای اولین بار دریچه‌ای به رویم باز شد و حسی را تجربه کردم که خواستنی بود. من به خاطر آموزه‌های غلطی که پیش از آن درباره رابطه جنسی گرفته بودم، اصلاً نمی‌توانستم تصور کنم که چنین رابطه‌ای چقدر می‌تواند خوب باشد. بعد از آن با دوست پسر جدی بعدی هم رابطه جنسی داشتم و با دوست پسر ثابت فعلی تصمیم گرفتم که پرده بکارت نداشته باشم و رابطه جنسی واژینال را تجربه کردم.»

تلخی تجربه ناخواسته


در عین حال‌‌گاه اولین تجربه می‌تواند تنها محصول یک تجاوز باشد.

«چهارده ساله بودم. نسبت به این رابطه آگاهی نداشتم. الان می‌فهمم که شکلی از تجاوز بود. شاید به خاطر کمبود اعتماد به نفسم بود که نجنگیدم و تنها به درد تن دادم. از آن روز سال‌ها می‌گذرد، اما هنوز اشک‌های پانزده سالگی‌ام را به خاطر دارم.»


اما هرچه هست هرکدام از این تجربه‌ها هم بر آینده زندگی جنسی فرد و هم احساس و اعتمادش به جنس دیگر تاثیر خاص خود را خواهند داشت. شاید اگر نوجوانان و جوانان ایرانی به منابع آموزشی رابطه جنسی و همچنین شناخت بدن خود دسترسی بیشتری داشته یا از امکان مشاوره با فردی کار‌شناس، بدون ترس از قضاوت یا احتمال در جریان قرار گرفتن اطرافیان برخوردار باشند این تجربه به گذری آسوده و لذتبخش از مرحله‌ای به مرحله دیگر زندگی تبدیل شود. برای این‌که چنین تجربه‌هایی چه خواسته و چه ناخواسته، تبدیل به یک آسیب اجتماعی و یا شخصیتی نشوند و بحران‌زا نباشند، حضور کار‌شناسان با هدف آگاهی‌رسانی و آموزش به خانواده و جوانان ضروری است. همچنین امکان مشارکت فعال نوجوانان و جوانان در جریان آگاه‌سازی و آموزش به دلیل تاثیر خاصی که گروه همسالان بر یکدیگر دارند می‌تواند نقطه عطفی در تجربه‌ای امن، سالم، دلنشین و لذتبخش نخستین رابطه جنسی باشد.


پی نوشت:
تمامی مطالبی که در گیومه آورده شده‌ به نقل از زنان ایرانی است که تجربه‌های خود از نخستین رابطه جنسی‌شان را در وبلاگ زمانی برای گفتن، با نویسنده به اشتراک گذاشته‌اند. برای اطلاع از مطلب بعدی و مشارکت در نگارش آن لطفا به وبلاگ مراجعه کنید.


۱۳۸۹ بهمن ۲۱, پنجشنبه

تجربه اولین ارتباط جنسی

هر چیزی آغازی دارد که گاه پایانی بر یک عادت، یک داشته، یک باور و یک تصویر است. داستان هم ساده و هم پیچیده است. مانند زن بودن. تو در جامعه ای متولد می شوی که تنت و گفتن از تنت تابوست. بخشی از وجود تو که هیچ گاه ندیدی اش ارزشی بیشتر از بخش های دیگر دارد. ارزشی گاه به قیمت جان.

جامعه و فرهنگ جاری، سال ها فاصله ات را با مردها حفظ کرده است. تنت را امری مقدس جلوه داده اند که باید حفظش کرد تا آن روز موعود.

بسیاری از ما تابع همین فرهنگ بوده ایم و خود نیز باور داشته ایم که تنها به وقت ازدواج باید ارتباط جنسی را آغاز کنیم. بسیاری نیز انتخاب کرده ایم و گونه ای دیگر زیستن را آزموده ایم. در این میان هیچ بار ارزشی هم نمی شود قائل شد. گاه آن تجربه ی خوبی بوده است و گاه این. گاه خشونت در هر دو حالت قربانی گرفته است. گاه لذت بوده و گاه تجاوز.

تجربه ی شما چیست؟ آیا اولین ارتباط جنسی تان را به یاد دارید؟ همسر؟ دوست؟ شریک جنسی؟ گذرا؟ چقدر این رابطه را می خواستید؟ چقدر به بدنتان آگاهی داشتید؟ چقدر با کیفیت رابطه آشنا بودید؟ طرف مقابلتان تا چه حد نسبت به این موضوع آگاهی داشت؟ این ارتباط چه تاثیری بر آینده زندگی جنسی تان داشت؟

گفتن را آغاز کنیم.

پی نوشت:

همانطور که در پست اول آمده است می توانید به صورت ناشناس کامنت بگذارید. کامنت ها منتشر نمی شوند و فقط برای جمع آوری اطلاعات و نگارش مقاله ای در همین ارتباط در اختیار نویسنده خواهند بود. همچنین می توانید در همین صفحه، کامنت مورد نظرتان را به صورت ایمیل ارسال کنید.



۱۳۸۹ بهمن ۲۰, چهارشنبه

از تن نوشتن

درباره ی وبلاگ

این وبلاگ تنها به جهت "نوشتن از تن و شکستن تابوهای قدرت " آغاز به کار کرده است. سلسله مقالات، گفت و گو و گزارش هایی در این زمینه منتشر می شود که لینک های مربوطه در وبلاگ قرار خواهند گرفت. در حقیقت این وبلاگ امکانی برای نظرسنجی و فراهم آوردن مقدمات نوشتن درباره ی موضوع عنوان شده است.

هدف

برای توضیح، بخشی از نوشتاری در همین رابطه در زیر آورده می شود. برای مطالعه ی تمام مطلب می توانید به رادیو زمانه، بخش زنان مراجعه کرده یا روی همین لینک کلیک نمایید.

از اصلی ترین دلایل پرداختن به این موضوع می توان چنین عنوان کرد که موانع بی شمار مقابلمان در صحبت از تن، موجب آن شده است که حتی به درستی ندانیم چه چیز هنجار و طبیعی ست و چه چیز نیست. برای مثال تا سال ها زنان ارضا شدن را تنها بهره ی مردان از ارتباط جنسی می دانستند و حتی هنوز نیز این تفکر اشتباه در جریان است. بعد از آن هم به دلیل در دسترس نبودن منابع کافی چه مردان و چه زنان راه تغییر این الگو را یا با آزمون و خطا می یابند و یا از تلاش خود دست برداشته و به نقطه ی آغاز باز می گردند.

تجربه های زنانه را به میان آوردن، جایگاه قدرت را در این رابطه کشف کردن و آن را به اشتراک گذاشتن و حتی قدمی برای کشف تن خود به دست خود برداشتن، همان گفت و گویی ست که جامعه ی ایرانی ما حتی در بهترین وضعیت سیاسی نیز نیازمند ریسک آغاز کردن است.

گفتن از تن و نیازهای تن، نیاز همه ی طبقات اجتماعی و نه امری تزئینی و مختص سرمایه داری ست. طبقه ی مرفه و متوسط با توجه به منابع در دسترس امکانات بیشتری برای پر کردن خلاء گفتمان جنسی دارند تا طبقه ی کارگر که هنوز نمی داند چگونه باید نیاز تنش را برآورده کند بدون آنکه فرزندی بر فرزندانش اضافه نماید و یا اساسا این رابطه را چیزی فراتر از نیاز تن و راهی برای تولید مثل تلقی کند و نگاهی عمیق تر به آن داشته باشد.

گفتمان تنانه نیاز امروز است تا زن پرورش یافته در جامعه مردسالار بیاموزد مانند مادران و مادربزرگانمان خود را نه زمین مرد که صاحب بدن خود و شریک وی بداند. مفهوم لذت جنسی، حق تصمیم، رابطه ی قدرت و سکس، حق انتخاب شریک جنسی و تجربه ی جنسی بدون آنکه مقهور آن شود را شناخته و درک کند.

با سخن گفتن از جنسیت و ارتباط جنسی مان است که می توانیم دریابیم چه رفتاری احساس مثبت و خوبی را موجب می شود و چه رفتاری افراط یا تفریط است؟ چه چیزی زنانه است و کدام مردانه و آیا اساسا زنانه گی یا مردانه گی در این مقوله معنا و جایگاه خاصی دارد؟ چگونه می شود میان این تفاوت ها خطوط مشترکی پیدا کرد یا آن ها را همانگونه که هست پذیرفت؟ چه چیزهایی افسانه های جنسی هستند و چه مواردی واقعیت ها؟

تنها از طریق همین مباحث است که می شود به نیاز طبیعی وجود انسان و احساسات متنوع همراه آن، طبیعی نگاه کرد و آن را به مثابه امری از امور جاری زندگی بررسی و تحلیل نمود. منزوی کردن این مبحث و نپرداختن به آن نه تنها ناآگاهی بیشتری را در سطح جامعه موجب می شود که جریان آن در زیر پوسته ای ناآرام به انفجاری می انجامد که دشواری حل عواقب آن دو چندان است.


روش کار

هر بار یک موضوع در این وبلاگ مطرح و طی آن خواسته می شود که خوانندگان گرامی به خصوص زنان، تجارب خود را بیان نمایند. از آنجا که این تجارب شامل خصوصی ترین زوایای زندگی افراد می شود، می توان بدون استفاده از اسم و تنها به صورت ناشناس در قسمت کامنت، نظر گذاشت و در این صورت چون کامنت ها برای بررسی محتوا و جلوگیری از انتشار مطالب بی ربط یا توهین آمیز باید مورد تایید گرداننده ی وبلاگ قرار گرفته و بعد منتشر شوند بنابراین فقط مطالعه شده و اصلا منتشر نمی شوند مگر به خواست نویسنده ی کامنت.


الف. به قسمت نظرات بروید.
ب.در قسمت"ارسال یک نظر" نظر یا تجربه تان را به اشتراک بگذارید.
ج. در مستطیل زیر آن "نظر به عنوان" کلمه ی " ناشناس" را انتخاب کنید.
د. روی مستطیل زیری به نام "ارسال نظر" کلیک کنید.

بدین طریق نظر شما به صورت ناشناس بدون قابلیت مشاهده توسط دیگران ارسال می شود.

راه دیگر نیز ارسال نظر و تجربه به صورت خصوصی و با ایمیلی غیرواقعی به ایمیل موجود در صفحه وبلاگ است که در این صورت مطلب نباید به صورت فایل پیوست باشد. هیچ گونه فایل ضمیمه ای باز و مشاهده نخواهد شد. برای این کار کافی ست روی تصویر پاکت نامه در کنار کامنت کلیک کرده و پیغام خود را ارسال نمایید.


به امید آنکه با به اشتراک گذاشتن داستان های شخصی مان، سخن گفتن از زنانگی را آغاز کنیم تا با همدلی بتوانیم صلح و دوستی با بدنمان را به گونه ای نوین تجربه نماییم.